اخه این چه ظلمیه در حق ما وبلاگ نویسای بدبخت شده
ببخشین! سلام!!
اخه میبینین تروخدا اینقد دلم تنگ شده بود واسه نوشتن ...داشتم می ترکیدم
این ایران بلاگ هم بلاخره ادم شد!
اخییییش !
من که الان خوشحالِ خوشحالم!
امیدوارم هنوز سری به این ورا بزنینن
فعلا!!
اخه این چه ظلمیه در حق ما وبلاگ نویسای بدبخت شده
ببخشین! سلام!!
اخه میبینین تروخدا اینقد دلم تنگ شده بود واسه نوشتن ...داشتم می ترکیدم
این ایران بلاگ هم بلاخره ادم شد!
اخییییش !
من که الان خوشحالِ خوشحالم!
امیدوارم هنوز سری به این ورا بزنینن
فعلا!!
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه
توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه م مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره
این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم:
-اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید.
-اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید
-اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
-اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
-اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
-اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
-اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
-اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده
-اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
-اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
-اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
-اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید
-اگر بدون م با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
-اگر او بدون م با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است
-اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
-اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
-اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
-اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند
-اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
-اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید
-اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
-اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
-اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
-اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید
-اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
-اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید
-اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
-اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
-اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
-اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است
در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند
پنج سوال مهم در زندگی زناشویی اين ۵ سوال عبارتند از به چي فکر مي کني؟... خب می دونم خسته شدین! ولی این که خیلی تکراری بود (مگه نه؟) واسه یاد اوری نوشته بودم!!!!!!!!!!!! حالا متن خوب یعنی پایینی!!!! از گورخري پرسيدم: ?تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟ گورخر به جاي جواب دادن پرسيد ساكتي بعضي وقتها شلوغ ميكني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت ميشي؟ ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسردهاي و بعضي روزها خوشحالي؟ لباسهات تميزن فقط پيراهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟ تو همیشه نق می زنی بعضی وقتا ارومی یا همیشه ارومی بعضی وقتا نق می زنی؟ تو ذاتا خواب الوده ای بعضی اوقات بیداری یا ذاتا بیداری بعضی اوقات می خوابی؟ و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...
آيا دوستم داري؟...
آيا من چاقم؟...
به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
به چي فکر ميکني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر ميکردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر ميکرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، دربارهش حرف ميزدم!“...
آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاطترند ميتونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا ميکني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نميتونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاقتر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمهات فکر ميکردم!
به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا ميتونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگهاي خوشگله!
ب) نميدونم اينجور موارد رو چطوري ميسنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر ميکردم!
اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير ميبينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفانيتر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو ميپرسي؟ اين سوال منو نگران ميکنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نميکني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج ميکنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج ميکني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي ميکني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم ميکني و عکسهاي اونو به ديوار ميزني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!
تو خوبي فقط عادتهاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره راهراههاشون چيزي نميپرسم
سلام
این دفعه که دعوتتون کردم یه کمی فرق می کنه
یه دلیل شخصی داره(تو وبلاگ هم مسایل خانوادگی؟ واه واه واه!
)
نه بابا !از این خبرا نیست پس بزارین براتون تعریف کنم![]()
قصه از اینجا شروع می شه که:
.
.
.
یه جایی
.
.
.
یه وقتی
.
.
.
یه روزی
.
.
.
یه ساعتی
.
.
.
که گویا به ساعت و روز و وقت الان یه ربطایی داشته!![]()
یه نی نی می گه
اوووووووا![]()
(یعنی اظهار وجود!
)
که طبق خبر های به دست اومده
میگن من بودم!!![]()
بله...!
تــــــــــــــــــــــــــــــولدم مبــــــــارک![]()
![]()
25/4
چرا جوجه از خیابان رد شد؟
این سوال یک سر کاری خیلی رایجه که پاسخش هم ساده است: چون میخواست بره اون طرف خیابون !
حالا پاسخ فرضی این سوال رو از آدم تابلوهای تاریخ میخونیم:
افلاطون: به خاطر کمال برتریی که جوجه دارد.![]()
ارسطو: این ذات و طبیعت جوجه است که از خیابان رد شود![]()
کارل مارکس :علت این مسئله یک ناگزیری تاریخی ست ![]()
مارتین لوترکینگ : من تصور میکنم در دنیا همه ی جوجه ها آزادند از خیبان رد شوند بدون اینکه انگیزه شان مورد سوال قرار گیرد ![]()
بیل گیتس : من همین تازگی آفیس جوجه ۲۰۰۷ رو منتشر کردم که نه تنها از خیابون رد میشه بلکه میتونه تخم هم بزاره و فایل های شما رو طبقه بندی کنه!!![]()
آلبرت انیشتین : یا جوجه از خیابان رد شده یا خیابان زیر پای جوجه به حرکت در آمده بستگی به دستگاه مرجعی داره که شما در نظر گرفته باشید
بودا: پرسیدن چنین سوالی ذات جوجه گونه تان را رد میکند![]()
بیل کلینتون: من این کار رو نکردم و تکرار میکنم هیچ رابطه ای با اون جوجه و مونیکا ندارم!![]()
جرج بوش: جوجه از خیابان رد شد برای اینکه تروریست بود ماهم بمبارانش کردیم!!![]()
پدر بزرگ: زمان ما اصلا از این سوالها نبود که چرا جوجه از خیابون رد شد ; به ما میگفتن: جوجه از خیابون رد شد ما هم قبول میکردیم
![]()
سلام
اقا ادم خوش شانس دیدی؟ از اینایی که همین جوری پشت سر هم شانس میارن!!![]()
برای مثال من یه دوست دارم امتحان که میدیم من ۰.۲۵ غلط دارم اون ۱ نمره
بعد دبیرامون ۱ نمره ی اونو نمیبینن ۰.۲۵ منو می بینن![]()
اااااا !
بعد اون میشه ۲۰![]()
من میشم ۱۹.۷۵![]()
کلی باید قربون صدقه ی دبیره برم
که بگه باشه حالا! می زارم ۲۰![]()
خب چرا اخه!؟![]()
حالا این که هیچی ! این مطلب رو بخونین چی میگین!؟![]()
از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نمي رسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريهاي كردم كه فهميد جواب
«هاي»، «هوي» است.
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پيدرپي شير ميخوردم و به درد دلم
توجه نمي كردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و
همه ازم حساب ميبردند.
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ ميخورد.
هر صفحهاي از كتاب را كه باز مي کردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من
ميپرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را
نابغه ميدانست منو فرستاد المپياد رياضي!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقهها بي
اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفته بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي
دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش
را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر
كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي
از زمين برميداشتم، يهو جلوم سبز مي شد و از اين كه گمشدهاش را پيدا
كرده بودم حسابي تشكر مي كرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس
دانشگاه، عاشق ناجياش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي
كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از
بچهها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست
كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و
الان هم استاد شمام!
كسي سوالي نداره؟
برنامه هفتگی خانم های ایرانی - همش آشپزی آخه؟ شنبه: یکشنبه: دوشنبه: سه شنبه: چهارشنبه: پنج شنبه: جمعه: از خانم های گل خیلی معذرت میخوام ولی طنز دیگه!!!!![]()
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده" بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته "شوهرت واست یه انگشتر میخره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!![]()
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!![]()
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!![]()
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!![]()
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها “کنج” خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!![]()
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق “استراحت” ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟!![]()
!!! سلام !!!
يه خانومي وارد داروخانه ميشه و به دكتر داروساز ميگه كه به سيانور احتياج داره
!
داروسازه ميگه واسه چي سيانور ميخواي؟
خانومه توضيح ميده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه
.
چشمهاي داروسازه چهارتا ميشه و ميگه: خدا رحم كنه!!! خانوم من نميتونم به شما سيانور بدم كه بريد و شوهرتان را بكُشيد! اين بر خلاف قواننيه! من مجوز كارم را از دست خواهم داد... هردوي ما را زنداني خواهندكرد و ديگه بدتر از اين نميشه! نه خانوم، نـــه یعنی اگر امکانش هم بود من نمی دادم!!! شما حق نداريد سيانور داشته باشيد و حداقل من به شما سيانور نخواهم داد.!!!!!![]()
![]()
بعد از اين حرف خانومه دستش رو ميبره داخل كيفش و از اون يه عكس مياره بيرون و اون عکس رو به داروساز نشون میده
،
عكسي كه در اون شوهرش و زن داروسازه توي يه رستوران داشتند شام ميخوردند
.
داروسازه به عكسه نيگاه ميكنه و بعد از کمی فکر کردن ميگه: خُب، حالا.... چرا به من نگفته بوديد كه نسخه داريد؟
؟!!
نتيجهي اخلاقي: وقتي به داروخانه ميرويد، اول نسخه رو نشان بدهيد که علاف نشین! ![]()
این جانب ارادت زیادی نسبت به اقای(!!!) سوسک (حالا شاید خانم سوسک!) دارم
(یه 2 3تا id هم برای ابراز ارادت(!!) با اسم سوسک ساختم اگه با سوسک ها خوب نیستین
از شما دعوت میکنم متن پایین رو بخونین!
و ا ا ا ا ا ا ا ي!هوشنگ!سوسک....
- نگران نباش عزيزم اومدم.
چق!(صداي برخورد جسم سنگين)
سکوت..........................![]()
همانطور که در بالا مشاهده کرديد يکي از مظلوم ترين موجودات زنده از ابتداي تاريخ حيات تا به امروز بر اثر کوته فکري عده اي در آتش غيرت و نا بخردي سوخت و جان به جان آفرين تسليم کرد...بله سوسک.موجودي که حتي شنيدن نام آن هم باعث چندش ميشود.اما واقعاً چرا؟به کدامين گناه؟آيا تا کنون با خود فکر کرده ايد که چرا وقتي يک سوسک را مشاهده ميکنيد سريعاً تمام قواي دروني و بيروني خود را جهت کشتن اين عزيز دوست داشتني بسيج ميکنيد؟آيا تا به حال اين احساس را داشته ايد که تمام دنيا براي کشتن شما مجهز شده اند؟ آيا .....؟![]()
من نيز در ابتدا جزو کساني بودم که با ديدن يک سوسک تمامي تلاش خود را جهت سقط کردن اين موجود مقدس به کار ميبردم اما با کمي تفکر درباره اين عمل نادرست خود عميقاً به خبط و خطاي خود پي بردم و قلباً به مقدس بودن سوسک ايمان آوردم که در زير برخي از آنها را ذکر ميکنم.باشد که از امروز شاهد ظلم و ستم کمتري نسبت به سوسک ها باشيم.
1-يک انسان در بهترين حالت ميتواند 2 تا پا داشته باشد حال آنکه يک سوسک در حالت عادي داراي 6 تا پا ميباشد و وقتي اين نکته را با ضرب المثل "هر که بامش بيش برفش بيش"مجاورت ميدهيم به نتيجه زير ميرسيم:هر چه که تعداد پا ها بيشتر باشد,تقدس بيشتر ميشود!
2-در ادبيات فارسي ما از دير باز تاکنون صفت "بال " و "پر پرواز" نشان دهنده بزرگي و آزاده بودن است و نيز در کتب از ويژگي فرشته ها ي خداوند داشتن بال ذکر شده است.همه شما بايد تا به امروز به وجود دو عدد بال که در پشت يک سوسک وجود دارد پي برده باشيد حال اين بالها اگر دليل بر فرشته خو بودن اين جانور نباشد پس دليل بر چيست؟(میدونم الان قیافت چه شکلی شده! ولی از کجا میدونی فرشته ها از سوسکا خوشگل ترن؟!؟)
3-تا به حال کدام سوسک را ديديد که بمب اتم بسازد؟
کدام سوسک را مشاهده کرديد که جنگ جهاني به وجود بياورد؟کدام سوسک تروريست ميشود؟کدام سوسک آدم ميکشد؟ بله مسلماً جواب منفي است.
چنين موجودي را که تا به حال آزارش حتي به يک بچه هم نرسيده مجازات ميکنيم حال آنکه امروز کشته شدن آدمها توسط انسان هاي ديگر براي امثال اسراييل (!) تبديل به امري عادي شده است!![]()
4-شما اگر در بهترين قصر و با بهترين امکانات رفاهي زندگي کنيد باز هم حوصله تان سر ميرود و خواهان هواي تازه و گشت و گذار هستيد.اکنون به سوسک هاي مظلوم نگاه کنيد که از اين دنياي پر از زيباييها ,بدترين و آلوده ترين مکان آن را به خود اختصاص داده اند(البته به اجبار-براي توضيح بيشتر به مورد 5 مراجعه کنيد) و اگر روزي يک سوسک دلش هواي تازه خواست و به سطح زمين آمد به خاطر اين روحيه طبيعت دوستي بايد مجازات شود؟
5- همه شما اعتقاد داريد که سوسک ها موجودات کثيفي هستند چون در جاهايي کثيف مثل چاه هاي فاضلاب زندگي مي کنند.اما توجه شما را به چند نکته جلب ميکنم.
الف:اين چا ههاي فاضلاب به دليل وجود انسانها به وجود امده!موجودي که چيز هاي زيبا و خوشمزه
از طبيعت گرفته و آنها را به چيز هاي زشت و بد ترکيب و بد بو تبديل کرده و به طبيعت پس ميدهد .پس دقت شود که علت به وجود آمدن فاضلاب ما انسانها هستيم!
ب:به نظر شما چرا سوسک ها در چاه هاي فاضلاب زندگي ميکنند؟به دليل اينکه آنجا تنها جايي است که مي توانند از دست آزار و اذيت ما انسان هاي درنده خو راحت باشند...
آيا ما انسان ها تا کنون تلاش کرده ايم که سوسک ها را در کنار خودمان و در محيط هاي تميزي اسکان دهيم؟ آيا اصلاً براي آنها حق حيات قائل هستيم؟پرسش اين سئوال را ميتوانيد در تعدد وجود سوسک کش ها جستجو کنيد!!!
6-همه ما ميدانيم که در بدنمان خون است.خون ماده اي است که در همه اديان و آيين ها نجس و ناپسند شمرده شده است اما در بدن يک سوسک مايعي زرد مايل به سفيد است به نام ماده زرد! که در هيچ جا کثيف بودن و نجس بودن آن آثبات نشده است حال آنکه خون ما منبع بيماري هاي مهلکي به نام ايدز-هپاتيت و ... است.اکنون دقت کنيد که ما آدمها از ديدن خون احساس بدي پيدا نميکنيم اما از ديدن ماده زرد رنگ احساس تهوع به ما دست ميدهد.به نظر شما اين نشان دهنده تفکر ناقص ما نمي باشد؟(!)
7-در ادبيات محاوره ما به وسائل ظريف و نرم اصطلاح زيبا را نسبت ميدهند حال به سوسک که بدني بسيار نرم و ظريف دارد به طوريکه حتي با يک دمپايي هم فيزيک آن به هم ميخورد نسبت زيبا را نميدهيم بلکه حتي آنقدر گستاخيم که يک سوسک را موجودي زشت خطاب ميکنيم؟!؟!؟(این یکی به من ابلاغ شد خودم مطمئن نیستم!)
ختم سخن آنکه سرچشمه دشمني ما با سوسک ها برميگيردد به تصور و تفکر نادرست ما درواقع اين سوسک ها هستندکه به ناحق قرباني احساسات خيال پردازانه ي ما شده اند.!![]()